مدیریت زمان مهارتی است که در پروسه آموزشی و تربیتی خیلی از کشورها و جوامع وجود ندارد. در جوامع مصرفی که نیازی به خلاقیت و کار نیست و تولید (تولید به معنای تولید کالاهای مادی و کالاهای فکری) وجود ندارد زمان بی ارزش است. این را حتی می توان در جامعه آمریکا هم در افراد مختلف و در خرده فرهنگها مشاهده کرد. از طرفی در جوامع و فرهنگهایی که کار اصالت دارد و نتیجه و کیفیت آن مهم نیست و انسان ابزار انجام کار است هم زمان به گونه ای بی ارزش است زیرا زمان ظرف انجام کار است . در هر دو گونه این دیدگاه ها یا فرهنگ ها ( ترجیح می دهم مثالی از این گونه خرده فرهنگها نیاورم) انسانها عموما دارای شخصیتهای مستقلی نیستند و در محیط رقابتی و پرکار ترجیح می دهند درون خرده فرهنگ خود بمانند و از امکانات جامعه آزاد جهت پیشبرد فرهنگ خود استفاده کنند در واقع این خرده فرهنگها فقط مواردی از جامعه آزاد را اقتباس می کنند که در جهت منافع خرده فرهنگشان باشد. این را باز هم می توان در برخی خرده فرهنگهای موجود در امریکا مشاهده کرد. همه اینها مقدمه ای بود بر اینکه مدیریت زمان اصلی ترین ابزار زندگی در جوامع آزاد و محیط کاری رقابتی است. خوشبختانه مهارت مدیریت زمان تا حد زیادی اکتسابی است و می توان در مقاطع مختلف زندگی آن را آموخت.
مشغول خواندن کتاب Black Swan هستم (در اتوبوس و مترو ). خواندن کتاب را توصیه می کنم . در صورت امکان در مورد این کتاب و ایده نویسنده در مورد احتمالات و پیش بینی پدیده ها می نویسم ضمن اینکه فردا احتمالا بتوانم نویسنده کتاب را ملاقات کنم.







