یکشنبه 11 دی ماه سال 1390
از همه شبهای سال نو ایرانی و میلادی طی سالهای اخیر اکثر آنها را یا در آزمایشگاه بوده ام یا در بیمارستان یا درمانگاه یا در سفر. امسال هم موقع نوشتن این متن تنها موجود زنده حاضر در ساختمان تحقیقاتی دانشکده پزشکی دانشگاه جرج تاون هستم در نیمه شبی سرد... قصد نوشتن دوباره به علت تنگی وقت را نداشتم اما بعضی از دوستان خیلی محبت داشتند و بر خلاف انتظار من که اینجا خواننده ای ندارد حداقل کسانی هستند که این نوشته ها را دنبال می کنند. تصمیم گرفتم منظم تر بنویسم . نوشتن نوعی عبادت است فعالیتی که ذهن را از خود خود آدمی دور می کند و متوجه دنیای دیگری می کند (به نقل از یکی ز شخصیتهای فیلم پری)........سال ۲۰۱۱ سال پر باری بود از جهت تجربیات و شناخت جدیدی که نسبت به زندگی به من داد و از نظر دیدن و شناختن آدمهای جدید وکمیاب و جادویی....گاهی فکر می کنم نسبت به چیزی که این سرزمین جدید به من داده است زیاد شکرگزار نبوده ام. سعی کردم به هر جا می شد سر بزنم . اوایل سال پیش یکی از آدمهای دانشگاهی که همیشه فقط گاهی آرزوی دیدنش را داشتم من را به شام دعوت کرد با دانشجوهایش...باورش مشکل بود که به قول حافظ : شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا بر منتهای همت خود کامران شدم.....سفر زیاد کردم و زیاد یادگرفتن. بعضی وقتها که سختیهای زندگی اینجا که سختیهای زندگی معمول بشری است زیاد می شود فقط به تجربیاتی فکر می کنم که به دست آوردم و به متناهی بودن زندگی با تمام پیچیدگیهایش....کم کم یاد گرفته ام که زندگی برای من پیچ و تابهای فراوانی دارد و گاهی برای رسیدن به چیزهایی باید به جاده های خالی و خاکی سر زد. گاهی حتی با پاهای زخمی که به قول سهراب : گاه زخمی که به پا داشته ام زیر و بم های زمین را به من آموخته است. گاهی آدمهایی را که باید ببینی می بینی بی تلاش و بی دلیل. سال گذشته بیش از هر زمانی ادبیات خواندم و دوباره سرزدم به مولوی بزرگ که آشنایی با او دنیا را با تفسیری جدید به من معرفی کرد. سال ۲۰۱۲ قول داده ام منظم تر بنویسم و خصوصا در مورد زندگی علمی در آمریکا و مشکلات و خوبیهایش شاید برای خیلی از آدمهایی که دغدغه های گذشته مرا دارند مفید باشد..........
((ایام از شما مبارک باد؛ ایام می آیند تا از شما مبارک شوند. مبارک شمایید.))
حضرت شمس
((ایام از شما مبارک باد؛ ایام می آیند تا از شما مبارک شوند. مبارک شمایید.))
حضرت شمس


