نوشته زیر اثر آسو شجاعی هست که من سالها پیش خواندم، بسیار نکته
نغز دارد و پر است از تجربیات شخصی و ترکیبی از افکار پیشرو انسانی،
مطالعه آن را پیشنهاد میکنم........
هوالحق
سلوک برای رسیدن به معرفت حقیقی :
هدف: رسیدن به اوج ظرفیت وجودیمان ،به
عنوان یک انسان ،در نزدیک شدن به خدا
یعنی تبدیل به همان کسانی شویم که
باید باشیم
.
"سالک بی غرض راه
روشنایی" اصطلاح قشنگی است
.
برای سلوک، سرخپوستها 5 مرحله پیشنهاد
می کنند
:
1.
تصمیم به
سالک شدن و اصلاح بینش خود در مورد کل هستی
2.
انضباط و
خویشتن داری وتلاش و نظم در بیادآوردن آموزشها و درونی کردن آموخته ها
3.
شکیبایی و
وقت شناسی و تمرکز
4.
معرفت پیشه
شدن
5.
آموختن
روش" دیدن "و بینندگی
در اینجا باید با خیلی مفاهیم آشنا
شویم
:
1-ابرآگاهی : این حالت شما می توانید
همه چیز را به یاد بیاورید حتی ...در مراتب بسیار لذت بخش آن حتی روز الست را و
همان "پیمان روز اولین"و قولی که داده اید ....وقتی به ابرآگاهی می رسیم
که تصمیم بگیریم جهان را درست بشناسیم
.
برای تسلط بر آگاهی باید به سلسله
حقایق زیر معتقد باشیم
:
* تمام اشیا پرتوی از لطف خدا هستند .پس
در تمام آنها نشانه های خرد ، اعجاز و درسهای باارزشی را جستجو می کنیم که ما را
به دانش حقیقی می رساند
* رعایت مرز بین شناخته ، ناشناخته و
ناشناختنی و درک کامل مفهوم تمام آنها
2-شناخته :
تمام دانشی که در زندگی چه به طور موروثی و ناخودآگاه از جامعه کسب شده باشد ، چه
خودمان با تحصیل علم و معرفت به آن رسیده باشیم ، شناخته های ما هستند . شناخته
دانش درونی شده ماست که برایمان بدیهی به نظر می رسد و بر آن احاطه داریم .
3- ناشناخته :
قلمرویی پوشیده در هاله ترس اما در دسترس و قابل کشف . مانند تمام علوم و فنونی که
بلد نیستیم ولی می توانیم یاد بگیریم . خیلی از اطلاعاتی هم که در راه معرفت در
مورد خودمان و هستی می بینیم در محدوده ناشناخته هستند . ناشناخته ، قابل درک و
شناختنی است و انسان در رویارویی با آن در بهترین موقعیت خود است چون تمام
استعدادها و خلاقیتش را شکوفا می کند
.
ما باید با ترسیم ناشناخته با استفاده
از دیدن مهار شده خویش آن را در دسترس ادراکمان قرار دهیم .
4-ناشناختنی :
توصیف ناپذیر ، تعمق ناپذیر و غیر قابل دسترسی برای انسان .
حضرت علی (ع) در توصیف شناخت ذات خدا
مثال بسیار زیبا و با ارزشی دارند که به وضوح موقعیت انسان در برابر ناشناختنی را
به تصویر می کشد
.
انسانی که به دریای "تلاش برای
شناخت ناشناختنی" بپرد ، گیج و فرسوده می شود و در سرگردانی عقل و هوشیاری
برای کمترین برداشتهای ناقص خود ، باید بهای گزافی بپردازد . تقریبا همه آدمها
حداقل یکبار به چنین دریایی پریده اند
!
به خاطر بیاورید چه پر خطر و بی ساحل
شما را در افسون خود غوطه ور کرده و
...
5- تمرکز: کوشش
بیش از حد برای جابجایی سطوح آگاهی
6-خودبزرگبینی:
بزرگترین دشمن ما که باعث می شود از وقایع اطراف رنج ببریم و بدون آن آسیب ناپذیر
می شویم (البته با توکل به خدا). هرگز با ملایمت نمی توان به جنگ آن رفت. درست
بخورید،کافی بخوابید،در شادیهای دیگران شریک شوید ولی ...
مدام مواظب رفتار و افکارتان باشید،
تمام گناهها بازتاب خودبزرگبینی اند.
7-بی عیب و نقص
بودن : استفاده مناسب از انرژی و به جریان انداختن آن برای اتصال به مبدا هستی
8- فهرست
استراتژیک : مدتی خودتان را زیر نظر بگیرید ، مثل یک ناظر جدا از خودتان، و سعی
کنید کاملا بدون تعصب در مورد کارهایتان نظر بدهید .بعد یک فهرست از تمام کارهای
روزمره تان تهیه کنید و تصمیم بگیرید که حذف یا تغییر کدامیک در مصرف انرژی شما
صرفه جویی می کند .این فهرست استراتژیک مجموعه الگوهای رفتاری شماست که باید دست
کم هر سه،چهار روز یکبار آن را بازنگری و اصلاح کنید.
خواهید دید که در فهرستتان خود
بزرگبینی بیشتر از همه وقت می گیرد
.
9-خودآزمایی :
وقتی فکر می کنید در یک مساله بی عیب ونقص شده اید در میدان عمل خودتان را آزمایش
کنید و دائما به رفتارهایتان توجه کنید.
10-خرده ستمگر :
هر عاملی که همیشه ما را ناراحت کرده است مثلا آدمهای تحمل ناپذیری که در مواضع
قدرت قرار دارند و دیگرانی که رفتارشان ما را خرد می کند .
همه اینها عامل فرسایش خودبزرگبینی ما
هستند و می توانیم در عین مبارزه با آنها برای اصلاح یا نابودیشان ، از حضورشان
برای اصلاح خودمان هم استفاده کنیم
.
نکته ها :
-برای سالک
واقعی حتی بدترین ستمگران هم خنده دار هستند .
-نباید بدون استراتژی با خرده ستمگر مواجه شد .
-نباید اعمال و احساسات خود و خرده ستمگر را زیاد جدی
گرفت
.
-آنچه ما را در مقابله با خرده ستمگر از پا در می آورد
،فرسایش عادی خودبزرگبینی ماست و اینکه فکر کنیم شخصیتمان خرد شده است
-اگر با خشم و غضب و بدون خویشتن داری اقدام کنیم ، شکست
خورده ایم و هر کس شکست بخورد ، به خرده ستمگر می پیوندد .
نکته بسیار مهم :
آنچه یک انسان را به خرده ستمگر تبدیل
می کند ، استفاده بیش از حد، مغرورانه و غلط از محدوده شناخته هاست .
11- خویشتن داری
: حفظ روحیه وقتی که حس می کنید دارید زیر پا لگدمال می شوید
12-انضباط :
گردآوری همه اطلاعات در مورد خود ، خرده ستمگر و نقاط ضعف ، قوت و خصوصیات رفتاری
هر دو ، در حالی که تو را خرد می کنند
.
13- وقت شناسی :
رهایی از آنچه تا کنون به تاخیر افتاده است. وقت شناسی دریچه سدی است که توسط
خویشتن داری ، انضباط و شکیبایی ساخته ایم تا با برنامه ریزی انرژی بی کران هستی
را در زندگی خودمان به جریان بیاندازیم
.
با آرزوی موفقیت و سر بلندی تمام
انسانهایی که
گامهایشان را
در راه حقیقت بر می دارند.